<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>توسعه و سرمایه</title>
    <link>https://jdc.uk.ac.ir/</link>
    <description>توسعه و سرمایه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مدل‌سازی وابستگی پویا بین صنایع منتخب بورس تهران با رویکرد DCC-GARCH و کوپولا در رژیم‌های نوسانی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_4948.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، مدل‌سازی وابستگی پویا بین بازده شاخص‌های منتخب صنایع بورس تهران شامل فلزات اساسی، شیمیایی، بانکی و خودرویی در شرایط متفاوت نوسانات بازار (پرنوسان و کم‌نوسان) با استفاده از ترکیب مدل DCC-GARCH و کوپولاهای پارامتریک است. روش: در این تحقیق ابتدا با استفاده از مدل (1,1) DCC-GARCH واریانس و همبستگی‌های شرطی بین شاخص‌های صنایع مدل‌سازی شد. سپس با استفاده از میانگین متحرک واریانس شرطی، بازار به دو رژیم نوسان بالا و پایین تفکیک شد. در ادامه، باقیمانده‌های استانداردشده در هر رژیم استخراج و کوپولاهای مختلف (t، Gaussian، Clayton، Gumbel، Frank) برازش شدند تا ساختار وابستگی در هر دوره مدل‌سازی شود. همچنین، ضریب وابستگی در دم بالا (&amp;amp;lambda;U) برای تحلیل احتمال رخدادهای شدید هم‌زمان محاسبه شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد در اغلب جفت‌ها، همبستگی شرطی و ضریب کندال در شرایط پرنوسان به‌طور معناداری بالاتر از دوره‌های آرام است. خانواده t-Copula بویژه در دوره پرنوسان به‌عنوان ساختار وابستگی غالب شناخته شد. آزمون بوت‌استرپ نشان داد اختلاف &amp;amp;lambda;U در بسیاری از جفت‌ها از نظر آماری معنادار است، که بیانگر افزایش ریسک سیستمی در دوره‌های بحرانی است. نتیجه‌گیری: ساختار وابستگی بین شاخص‌ها در بازار سرمایه ایران به‌شدت وابسته به شرایط نوسان بازار است. در دوره‌های بحران، صنایع به‌طور هماهنگ‌تری دچار شوک می‌شوند و همبستگی در دم افزایش می‌یابد. این یافته‌ها برای مدیریت ریسک پرتفوی و سیاست‌گذاری بازارهای مالی اهمیت بالایی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار سرمایه‌گذاران حقیقی هنگام تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5428.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش تلاش می‌کند تا عواملی را که توسط سرمایه‌گذاران خرد در انتخاب یک سهم قابل معامله در بورس اوراق بهادار مهم در نظر گرفته می&amp;amp;rlm;شوند مورد بررسی و شناسایی قرار دهد. روش: روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی است. برای دستیابی به هدف پژوهش، داده‌هایی به وسیلۀ پرسشنامه برخط با نمونه‌ای متشکل از 133 نفر سرمایه‌گذار خرد در بورس اوراق بهادار تهران، از طریق نمونه‌گیری تصادفی ساده جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های تحلیل عاملی و فریدمن مورد تجزیه و تحلیل و رتبه‌بندی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل عاملی، 7 مؤلفه به عنوان عوامل تأثیرگذار بر تصمیم&amp;amp;rlm;های سرمایه‌گذاران حقیقی شناسایی نمود که با توجه به میانگین محاسبه شده به ترتیب عوامل مؤثر شامل عملکرد و بازده سهام، وضعیت اقتصادی شرکت، به حداقل رساندن ریسک زیان، نظر شخص ثالث، قدرت تأمین مالی و مسئولیت اجتماعی شرکت، ریسک‌پذیری و جسور بودن و در نهایت دیدگاه فرد نسبت به شرکت است. نتیجه‌گیری: برخی از مهم‌ترین عوامل اصلی مؤثر بر تصمیم&amp;amp;rlm;های سرمایه‌گذاران خرد، اعتبار شرکت، دیدگاه اقتصادی فرد سرمایه‌گذار، وضعیت سود و صورت‌های مالی یک شرکت، اخلاق حرفه‌ای شرکت، به حداقل رساندن ریسک، کسب سریع سود و سود مورد انتظار شرکت در صورت‌های مالی هستند. این پژوهش بر اهمیت آموزش مالی، شفافیت اطلاعاتی، و تقویت زیرساخت‌های پژوهش در حوزه مالی رفتاری تأکید دارد. همچنین توجه به تفاوت‌های فرهنگی و اقتصادی بازارهای نوظهور همچون ایران، برای طراحی سیاست‌های مؤثر سرمایه‌گذاری ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی ریسک‌پذیری شرکت بر رابطه بین تحول دیجیتال و نوآوری شرکت</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5039.html</link>
      <description>هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ریسک‌پذیری شرکت بر رابطه بین تحول دیجیتال و نوآوری شرکت است. روش: ‌برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از اطلاعات مالی 167 شرکت (1670 مشاهده سال- شرکت) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی بین سال‌های 1393 تا 1402 استفاده شده است. پس از اندازه‌گیری متغیرهای پژوهش از تجزیه‌و‌تحلیل رگرسیون خطی چندمتغیره برای آزمون‌ فرضیه‌های پژوهش استفاده شد. یافته‌ها: نتایج حاصل از فرضیه اول نشان‌دهنده آن است که تحول دیجیتال باعث افزایش ریسک‌پذیری شرکت می‌شود و مطابق با فرضیه دوم، تحول دیجیتال بر نوآوری شرکت تأثیرگذار است. در نهایت بر اساس نتیجه فرضیه سوم با اضافه شدن متغیر ریسک‌پذیری (میانجی‌) به مدل باز هم تحول دیجیتال بر نوآوری شرکت رابطه معناداری دارد و می‌توان بیان داشت ریسک‌پذیری شرکت اثر میانجی جزئی بر رابطه بین تحول دیجیتال و نوآوری شرکت دارد. نتیجه‌گیری: نوآوری و تحول دو واژه مترادف و متفاوت در دنیای دیجیتال است که در برخی موارد تحول دیجیتال می‌تواند منجر به نوآوری شرکت شود. بنابراین شرکت‌ها با انتخاب استراتژی‌های خود اقدام به تصمیم‌گیری در پروژه‌های ریسک‌پذیر از جمله تحول دیجیتال می‌کنند که باعث نوآوری در سازمان می‌شود.‌روش: ‌برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از اطلاعات مالی 167 شرکت (1670 مشاهده سال-شرکت) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی بین سال‌های 1393 تا 1402 استفاده شده است. پس از اندازه‌گیری متغیرهای پژوهش از تجزیه‌و‌تحلیل رگرسیون خطی چندمتغیره برای آزمون‌ فرضیه‌های پژوهش استفاده شد.یافته‌ها: نتایج حاصل از فرضیه اول نشان‌دهنده آن است که تحول دیجیتال باعث افزایش ریسک‌پذیری شرکت می‌شود و مطابق با فرضیه دوم، تحول دیجیتال بر نوآوری شرکت تاثیرگذار است. در نهایت بر اساس نتیجه فرضیه سوم، تحول دیجیتال از طریق ریسک‌پذیری شرکت بر نوآوری شرکت اثرگذار است.نتیجه‌گیری: نوآوری و تحول دو واژه مترادف و متفاوت در دنیای دیجیتال است که در برخی موارد تحول دیجیتال می‌تواند منجر به نوآوری شرکت شود. بنابراین شرکت‌ها با انتخاب استراتژی‌های خود اقدام به تصمیم‌گیری در پروژه‌های ریسک‌پذیر از جمله تحول دیجیتال می‌کنند که باعث نوآوری در سازمان می‌شود.‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>توانایی مدیریتی و هم‌زمانی قیمت سهام: اهمیت فرضیه شفافیت اطلاعاتی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_4865.html</link>
      <description>هدف: در این تحقیق به تجزیه‌وتحلیل تأثیر توانایی مدیریتی بر هم‌زمانی قیمت سهام با توجه به نقش میانجی شفافیت اطلاعاتی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. روش: برای این منظور، داده‌های مربوط به 80 شرکت نمونه پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 9 ساله از سال 1392 لغایت 1400 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، رگرسیون چندمتغیره داده‌های پانلی و رگرسیون توبیت با استفاده از نرم‌افزارهایEviews10  و Stata17 مورد برآورد قرار گرفته است. یافته‌ها: نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد توانایی مدیریتی، تأثیر منفی و معناداری بر هم‌زمانی قیمت سهام دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون توبیت نتایج نشان داد توانایی مدیریتی تأثیر مثبت و معناداری بر شفافیت اطلاعاتی دارد. در نهایت نتایج آزمون سوبل نشان داد توانایی مدیریتی از طریق اثرگذاری بر شفافیت اطلاعاتی، تأثیر منفی و معناداری بر هم‌زمانی قیمت سهام دارد. نتیجه‌گیری: در حضور مدیران توانمند، ابهام اطلاعاتی کمتری در شرکت وجود خواهد داشته و اطلاعات خاص شرکت با سرعت مطلوب‌تر و بهینه‌تری در قیمت‌های سهام انعکاس یافته و در نتیجه از میزان هم‌زمانی قیمت سهام شرکت نیز کاسته می‌شود. لذا مدیران توانمند از طریق بهبود شفافیت اطلاعاتی نیز، منجر به کاهش هم‌زمانی قیمت سهام می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان با رویکرد فراترکیب و تحلیل سلسله‌مراتبی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5436.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان با استفاده از روش‌های علمی و سیستماتیک است. این مطالعه به دنبال ارائه یک چارچوب جامع برای تحلیل عوامل کلیدی است که بر پیشرفت و گسترش فعالیت‌های دانش‌بنیان تأثیر می‌گذارند. تمرکز اصلی تحقیق بر تحلیل داده‌های موجود و استخراج شاخص‌های مؤثر برای ارتقای کارآفرینی دانش‌بنیان در سطح ملی و بین‌المللی است. روش: این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. فرآیند تحقیق در دو بخش اصلی شامل فراترکیب و تحلیل سلسله‌مراتبی صورت گرفت. در بخش فراترکیب، مقالات و مطالعات مرتبط با کارآفرینی دانش‌بنیان که بین سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ منتشر شده بودند، به‌صورت سیستماتیک بررسی و تحلیل شدند. انتخاب مقالات بر اساس معیارهای مشخصی مانند ارتباط موضوعی، کیفیت علمی و بازه زمانی انتشار انجام شد. در مرحله بعد، با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP)، عوامل شناسایی‌شده رتبه‌بندی شدند. این تکنیک با بهره‌گیری از مقایسه‌های زوجی و نظرات خبرگان، امکان تعیین اهمیت نسبی هر عامل را فراهم کرد. جامعه آماری بخش AHP شامل ۱۵ نفر از خبرگان حوزه کارآفرینی با حداقل ۱۰ سال سابقه فعالیت بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که عوامل متعددی بر توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان تأثیر دارند. از جمله این عوامل می‌توان به حمایت از اکوسیستم کارآفرینی، زیرساخت‌های دیجیتال، قابلیت‌های تجارت الکترونیک، سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی، و تعاملات دانشگاه‌ها و صنایع اشاره کرد. بررسی‌ها نشان داد که توسعه اقتصادی دانش‌بنیان و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها نیز از دیگر عوامل مهم در این حوزه هستند. تحلیل‌های کیفی و مقایسه‌های زوجی نشان داد که اهمیت هر یک از عوامل شناسایی‌شده می‌تواند بسته به شرایط جغرافیایی و اقتصادی متفاوت باشد. به‌عنوان‌مثال، در مناطق با زیرساخت‌های دیجیتال قوی، توجه بیشتری به قابلیت‌های تجارت الکترونیک و چابکی سازمانی معطوف می‌شود. نتیجه‌گیری: این پژوهش با ارائه یک چارچوب جامع و علمی برای شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر کارآفرینی دانش‌بنیان، به محققان و سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا استراتژی‌های مناسبی برای توسعه این نوع کارآفرینی اتخاذ کنند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که برای دستیابی به توسعه پایدار در حوزه دانش‌بنیان، ایجاد هماهنگی بین عوامل مختلف از جمله اکوسیستم کارآفرینی، زیرساخت‌های فناوری و تعاملات دانشگاه‌ها و صنایع ضروری است. علاوه بر این، یافته‌ها حاکی از آن است که سرمایه‌گذاری در آموزش و توسعه مهارت‌های کارآفرینی و همچنین بهره‌برداری از ظرفیت‌های اقتصادی مناطق می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی به تقویت کارآفرینی دانش‌بنیان کمک کند. این تحقیق بر اهمیت مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و نقش آن‌ها در ارتقای نوآوری و رقابت‌پذیری منطقه‌ای تأکید می‌کند. در نهایت، پژوهش حاضر ابزارها و روش‌های مفیدی برای تحلیل جامع عوامل مؤثر بر کارآفرینی دانش‌بنیان ارائه می‌دهد که می‌تواند در طراحی سیاست‌های توسعه‌ای و برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه قدرت تبیین و پیش‌بینی الگوهای مختلف مدیریت سود و ارتباط بین این الگوها در رژیم‌های مختلف بازار سرمایه</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5040.html</link>
      <description>هدف: هدف تحقیق حاضر مقایسه قدرت تبیین و پیش‌بینی الگوهای مختلف مدیریت سود و ارتباط بین این الگوها در رژیم‌های مختلف بازار سرمایه است. روش: در این تحقیق، از داده‌های پانلی و تکنیک میانگین‌گیری پویای بیزین جهت تعیین مدل بهینه مدیریت سود تعهدی و واقعی، طی دوره زمانی 1400-1390 برای 140 شرکت بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. علاوه بر این، جهت تعیین ارتباط میان مدیریت سود تعهدی و واقعی در رژیم‌های مختلف بازار سرمایه، روش مارکوف سویچینگ مورد استفاده قرار گرفته است.  یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد 69 عامل مؤثر بر مدیریت سود تعهدی و 12 عامل مؤثر بر مدیریت سود واقعی هستند. علاوه بر این، ارتباط میان مدیریت سود واقعی و تعهدی در شرایط رکود بازار سرمایه در سطح پایین و در جهت عکس هستند. در نهایت، رابطه میان مدیریت سود واقعی و تعهدی در شرایط رونق بازارسرمایه در سطح بسیار بالا و در جهت مستقیم هستند. نتیجه‌گیری: در راستای تعیین مدل بهینه مدیریت سود واقعی و تعهدی ضرورت دارد که از یک دیدگاه سیستمی استفاده گردد و تنها استفاده از یک مدل خاص یا یک سری متغیرهای مشخص نمی‌تواند دیدگاه جامعی را برای مشخص نمودن مدل بهینه مدیریت سود واقعی و تعهدی ارائه دهد. از این رو پیشنهاد می‌گردد طراحی مدل بهینه برای مدیریت سود واقعی و تعهدی و دستکاری قیمت در رژیم‌های مختلف بازار سرمایه باید مورد توجه قرار گیرد چرا که لازم است در هر وضعیت اقتصادی (رکود یا رونق)، متناسب با وضعیت موجود تصمیم‌گیری حاصل شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر دانش ورود به بازارهای خارجی بر عملکرد بین‌المللی با تأکید بر قابلیت شبکه، حالت سرمایه و انتخاب سیستماتیک بازار بین‌المللی؛ با تعدیلگری سستی مالی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5159.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر دانش ورود به بازارهای خارجی بر عملکرد بین‌المللی شرکت‌ها انجام شده است و بر نقش سه عامل کلیدی شامل قابلیت شبکه، حالت سرمایه و انتخاب سیستماتیک بازار بین‌المللی تأکید دارد. همچنین، سستی مالی به عنوان متغیر تعدیل‌گر در مدل مورد بررسی قرار گرفته است. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی، از نظر روش‌شناسی توصیفی و از لحاظ نحوه کنترل شرایط تحقیقی به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی فعال در حوزه صادرات است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 212 شرکت به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با ترکیب روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری گردیدند. روایی مدل با استفاده از شاخص‌های روایی همگرا و واگرا تأیید و پایایی ابزار با آزمون آلفای کرونباخ بررسی شد. آزمون فرضیه‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری به کمک نرم‌افزارهای SmartPLS 3 و SPSS انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد دانش بازار خارجی تأثیر مثبتی بر ترجیح شرکت‌های کوچک و متوسط برای انتخاب حالت سهام، انتخاب سیستماتیک بازار خارجی و افزایش استفاده از قابلیت شبکه دارد. همچنین، انتخاب حالت سهام، دانش بازار خارجی، قابلیت شبکه و انتخاب سیستماتیک بازار به طور مثبت بر عملکرد بین‌المللی شرکت‌ها اثرگذار بودند. سستی مالی نیز نقش تعدیل‌گر در رابطه بین دانش بازار خارجی و ترجیح حالت سهام داشت. نتیجه‌گیری: دانش ورود به بازارهای خارجی، از طریق میانجی‌گری قابلیت شبکه، حالت سرمایه و انتخاب سیستماتیک بازار، اثر مثبت و معناداری بر عملکرد بین‌المللی شرکت‌های کوچک و متوسط صادراتی ایرانی دارد. بنابراین، ارتقاء دانش بازار خارجی، به‌کارگیری رویکردهای سیستماتیک در انتخاب بازار و تقویت قابلیت‌های شبکه‌ای، می‌تواند راهبرد موثری برای بهبود عملکرد بین‌المللی این شرکت‌ها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت بندی شاخص‌های مؤثر بر هدایت سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران متناسب با شرایط تحریمی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5310.html</link>
      <description>هدف: شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های مؤثر بر هدایت سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران در شرایط تحریمی. روش: ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون و مصاحبه با خبرگان، شاخص‌ها استخراج شده و سپس با استفاده از روش اولویت ترتیبی (OPA) به اولویت‌بندی و تعیین میزان تأثیرگذاری آنها در شرایط تحریم پرداخته شده است. یافته‌ها: 11 شاخص شناسایی شد. نتایج OPA نشان داد شاخص‌های &amp;amp;laquo;خنثی سازی تحریم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کاهش وابستگی به واردات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تأمین امنیت اقتصادی کشور&amp;amp;raquo; به عنوان بسیار تأثیرگذارترین عوامل در هدایت سرمایه‌گذاری در شرایط تحریم، بالاترین اولویت را دارند. نتیجه‌گیری: سیاست‌گذاران در صنعت نفت و گاز ایران باید در هدایت سرمایه‌گذاری‌های محدود، به اولویت‌بندی شاخص‌هایی بپردازند که تأثیر مستقیم و حداکثری بر کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد در برابر تحریم‌ها و حفظ پایداری عرضه و تقاضا دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر توسعه فناوری مالی (فین‌تک) بر تنوع‌بخشی فعالیت‌های بانک</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_4875.html</link>
      <description>هدف: در سال‌های اخیر، فناوری مالی به عنوان یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در صنعت بانکداری ظهور کرده است. این فناوری با ارائه راهکارهای نوین و کارآمد، نقش مهمی در تحول و نوآوری در خدمات بانکی ایفا نموده است. با ورود فین‌تک به عرصه بانکداری، بانک‌ها قادر هستند تا با استفاده از داده‌ها و تحلیل پیشرفته‌تر مشتریان خود را بهتر بشناسند و خدمات خود را مطابق با نیازهای خاص هر فرد یا گروه تنظیم کنند. این امر نه تنها رضایت مشتریان را افزایش می‌دهد، بلکه موجب جذب مشتریان جدید نیز می‌شود. علاوه بر این، فین‌تک امکان کاهش هزینه‌های عملیاتی بانک‌ها را نیز فراهم می‌کند. با اتوماسیون بسیاری از فرآیندها و کاهش نیاز به نیروی انسانی برای انجام وظایف روزمره، بانک‌ها می‌توانند منابع خود را به سمت توسعه خدمات جدید سوق دهند. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر توسعه فناوری مالی (فین‌تک) بر تنوع‌بخشی فعالیت‌های بانک است. روش: در پژوهش حاضر، بـرای سـنجش توسعه فین‌تک از الگوی پژوهش تانگ و همکاران و به‌منظور اندازه‌گیری تنوع بخشی فعالیت‌های بانک، از سه شاخص هرفیندال- هیرشمن، نسبت وام پرداختی به دارایی و توزیع درآمدها در بین فعالیت‌های مختلف بانکی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیة بانک‌های پذیرفتـه شـده در بورس اوراق بهادار تهران است که از میان آنها 21 بانک به‌عنوان نمونة آماری، در بـازة زمانی سال‌های 1391 تا 1402 با توجه به ویژگی‌های پژوهش انتخـاب شـد. بـرای آزمـون فرضـیه‌هـا، از داده‌های ترکیبی و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. یافته‌ها: پس از آزمون فرضیه‌ها، یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد توسعه فناوری مالی (فین‌تک) بر هر سه شاخص تنوع‌بخشی فعالیت‌های بانک (شاخص هرفیندال- هیرشمن، نسبت وام پرداختی به دارایی، توزیع درآمدها در بین فعالیت‌های مختلف بانکی) تأثیر مثبت و معنادار دارد. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، پژوهش حاضر ادبیات مربوط به توسعه فناوری مالی (فین‌تک) بر تنوع‌بخشی فعالیت‌های بانک را توسعه داده و شواهدی را در خصوص تأثیر فین تک بر تنوع‌بخشی فعالیت‌های بانک ارائه کرده است. علاوه بر این، نتایج نشان دادند فین‌تک تأثیر مثبتی بر تنوع‌بخشی فعالیت‌های بانک‌ها دارد و با استفاده از فناوری‌های پیشرفته، آنها می‌توانند هزینه‌ها را کاهش داده و فرآیندهای داخلی را بهبود بخشند. این منجر به افزایش سودآوری و امکان سرمایه‌گذاری در حوزه‌های جدید می‌شود. با این حال، چالش‌هایی مانند مسائل امنیتی، تطابق با مقررات و مقاومت فرهنگی باقی هستند که نیازمند توجه مدیران است. به طور کلی، فین‌تک نقش مهمی در تحول بانکداری ایفا کرده و انتظار می‌رود اثرات مثبت آن ادامه یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات شوک‌های قیمتی نفت بر شاخص قیمت سهام در کشورهای عضو MENA</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5497.html</link>
      <description>هدف: همواره برای کشورهایی که اقتصادشان وابسته به قیمت نفت است؛ عملکرد بازار سهام و بخصوص شاخص قیمت سهام وابستگی شدیدی به نوسانات قیمت نفت دارد. این وابستگی به دلیل تغییرات در حاشیه سود بنگاه ها، تغییرات در هزینه های بنگاه ها، تورم، تغییرات در نرخ بهره و ...، بوجود می آید. این مطالعه به بررسی تأثیر شوک‌های قیمتی نفت بر شاخص قیمت سهام در کشورهای منتخب عضو منطقه منا با تأکید بر تمایز میان کشورهای صادرکننده و واردکننده نفت می‌پردازد. روش: برای این منظور، از مدل خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی پانلی در بازه زمانی 1384 تا 1403 استفاده شده است. داده‌ها شامل متغیرهای قیمت جهانی نفت، نرخ بهره، نرخ تورم، قیمت طلا، کیفیت حاکمیت و شاخص قیمت سهام است. یافته‌ها: نتایج برآورد بلندمدت مدل نشان می‌دهد در کشورهای صادرکننده نفت، افزایش قیمت نفت تأثیر منفی و معناداری بر شاخص قیمت سهام دارد، در حالی که این رابطه در کشورهای واردکننده معنادار نیست. این یافته می‌تواند به پدیده‌هایی مانند بیماری هلندی، وابستگی ساختاری اقتصادهای نفت‌محور به درآمدهای نفتی و بی‌ثباتی ناشی از نوسانات قیمتی مرتبط باشد. همچنین، کیفیت حاکمیت در هر دو گروه تأثیر مثبت و معناداری بر بازار سهام داشته که نقش زیرساخت‌های نهادی در جذب شوک‌های اقتصادی را تأیید می‌کند. نتیجه‌گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش بر اهمیت اصلاح ساختارهای اقتصادی، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی و بهبود نهادهای مالی در کشورهای نفت‌صادرکننده منطقه منا برای پایداری و تقویت بازار سرمایه تأکید دارد. این یافته‌ها می‌تواند راهنمایی برای سیاست‌گذاران اقتصادی در مواجهه با نوسانات بازار جهانی نفت باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مقایسه‌ای پویایی شاخص‌های بازار سرمایه تهران با استفاده از مدل خودرگرسیونی در چارچوب رگرسیون کوانتایل</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5089.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، تحلیل مقایسه‌ای پویایی بازده شاخص‌های منتخب بازار سرمایه تهران با تأکید بر ناهمگنی رفتاری در سطوح مختلف توزیع بازده و واکنش به شرایط افراطی بازار است. روش: در این مطالعه، از مدل خودرگرسیونی در چارچوب رگرسیون کوانتایل (QAR) به‌منظور بررسی رفتار بازده‌ها در کوانتایل‌های مختلف از طریق نرم افزار R مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این رویکرد امکان تحلیل رفتار نامتقارن بازار در شرایط صعودی و نزولی را فراهم می‌کند. داده‌های روزانه شاخص‌های کل، هم‌وزن، ۳۰ شرکت بزرگ، ۵۰ شرکت فعال‌تر و فرابورس طی دوره زمانی ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۳ مورد استفاده قرار گرفته‌اند. یافته‌ها: نتایج نشان دادند که بازده شاخص‌ها در کوانتایل‌های پایین واکنش شدیدتری نسبت به بازده‌های منفی نشان می‌دهند که بیانگر رفتار هیجانی یا ضعف در کارایی اطلاعاتی در شرایط نزولی است. همچنین، شاخص‌های ۳۰ شرکت بزرگ و ۵۰ شرکت فعال‌تر در کوانتایل‌های بالا رفتار مومنتومی و تداوم روند صعودی را تجربه کرده‌اند. شاخص فرابورس نیز رفتاری نامتقارن و وابسته به سطوح مختلف بازده نشان داد و نقش نقدشوندگی در آن بارزتر بود. نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش بر اهمیت استفاده از مدل‌های انعطاف‌پذیر مانند رگرسیون کوانتایل برای درک بهتر رفتار پیچیده و ناهمگن بازار سرمایه ایران تأکید دارند. این نتایج می‌توانند در بهبود مدیریت ریسک، طراحی سیاست‌های کارآمد و تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری هوشمندانه مورد استفاده قرار گیرند. پیشنهاد می‌شود در مطالعات آتی، شاخص‌های بیشتر و عوامل کلان اقتصادی در قالب مدل‌های کوانتایلی مورد بررسی قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی و شبیه سازی ساختار سرمایه با روش پویایی‌شناسی سیستم (مطالعه موردی شرکت خودروسازی سایپا)</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5105.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، شبیه‌سازی ساختار سرمایه با استفاده از رویکرد پویایی‌شناسی سیستمی است. این مطالعه به دنبال شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر ساختار سرمایه و ارائه الگویی دینامیکی برای تصمیم‌گیری در بازار سرمایه است. روش: جامعه آماری شامل مقاله‌ها، طرح‌های پژوهشی و کتاب‌های منتشرشده در دهه‌های اخیر بوده که به بررسی جنبه‌های مختلف ساختار سرمایه پرداخته‌اند. پس از مرور منابع، عوامل مؤثر بر ساختار سرمایه استخراج و با استفاده از نظرات خبرگان، عوامل کلیدی شناسایی شدند. متغیرهای کلیدی شامل دارایی‌های مشهود، سودآوری، و سایر عوامل تأثیرگذار بر ساختار سرمایه بودند. این متغیرها در قالب فرضیه‌های دینامیکی مدل‌سازی شدند. پژوهش با روش پویایی‌شناسی سیستمی (SD) و با استفاده از نرم‌افزار Vensim انجام شد. افق زمانی پژوهش یک دوره ۱۹ساله (۱۳۹۵-۱۴۱۳) در نظر گرفته شد، اما داده‌های مورداستفاده مربوط به بازه ۶ ساله (۱۳۹۵-۱۴۰۰) بودند. یافته‌ها: نتایج شبیه‌سازی نشان داد که افزایش دارایی‌های مشهود و سودآوری، تأثیر قابل‌توجهی بر ساختار سرمایه دارد. الگوی ارائه‌شده می‌تواند رابطه پویا بین عوامل کلیدی و ساختار سرمایه را تبیین کند. نتیجه‌گیری: این پژوهش الگویی سامان‌مند از عوامل تعیین‌کننده ساختار سرمایه ارائه می‌دهد که می‌تواند به‌عنوان ابزاری کاربردی برای تصمیم‌سازی سهام‌داران و فعالان بازار سرمایه مورداستفاده قرار گیرد. یافته‌های این مطالعه می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌های مالی و سیاست‌گذاری در صنعت کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارآفرینی، نهادها و رشد فراگیر: تحلیل تطبیقی کشورهای توسعه یافته، نوظهور و در حال توسعه</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5078.html</link>
      <description>هدف: در سالیان اخیر در ادبیات رشد، توجه از رشد اقتصادی به سمت رشد فراگیر معطوف شده است و ارزیابی مؤلفه‌های اثرگذار بر آن مورد توجه قرار گرفته است. از این‌رو هدف اصلی این مطالعه بررسی تأثیر کارآفرینی بر رشد فراگیر با لحاظ نقش عوامل نهادی و اجتماعی است. روش: به منظور دستیابی به هدف پژوهش، رویکرد گشتاور تعمیم یافته (GMM) برای سه گروه از کشورهای منتخب توسعه یافته، نوظهور و در حال توسعه برای دوره 2021-2006 به‌کار گرفته شده است. یافته‌ها: یافته‌های کلی پژوهش نشان می‌دهد، در کوتاه‌مدت، کارآفرینی دارای تأثیر منفی و معنادار بر رشد فراگیر است و در بلندمدت؛ اثر تعاملی کارآفرینی با کیفیت حکمرانی و مشارکت اجتماعی بر رشد فراگیر مثبت و معنادار خواهد شد. علاوه بر این، برای کشورهای توسعه‌یافته، کارآفرینی چه در کوتاه‌مدت و چه در بلندمدت، تأثیر معنادار بر رشد فراگیر ندارد در حالیکه برای کشورهای در حال توسعه و نوظهور، در کوتاه‌مدت تأثیر کارآفرینی بر رشد فراگیر منفی و معنادار و در بلندمدت مثبت و معنادار بوده است. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج تحقیق، کشورهای توسعه یافته به واسطه کیفیت نهادی قوی و ساختار مناسب نظام تأمین اجتماعی و رفاهی، تأثیر کارآفرینی بر رشد فراگیر را تجربه کردند و به وضعیت با ثبات رسیدند. در مقابل کشورهای در حال توسعه و نوظهور می‌توانند با ارتقای شاخص حکمرانی و بهبود برنامه‌های تأمین اجتماعی، رشد فراگیر را از طریق توسعه کارآفرینی ارتقا دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی سیستم حسابداری بخش عمومی: با تأکید بر گزارشگری پایداری در شهرداری‌ها</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5204.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش آینده‌پژوهی سیستم حسابداری بخش عمومی با تمرکز بر اصلاحات نظام حسابداری بخش عمومی و استقرار سیستم‌های مبتنی بر نظام تعهدی گزارشگری پایداری در شهرداری‌ها و انطباق با استانداردهای حسابداری بین‌المللی بخش عمومی است.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش از نظر هدف در زمره پژوهش‌های بنیادی قرار می‌گیرد و از حیث گردآوری داده‌ها با رویکردی ترکیبی (کیفی و کمّی) و در قالب روش آمیخته مبتنی بر آینده‌پژوهی انجام شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌های حاصل از مراحل کدگذاری و اجرای آزمون دلفی، مبتنی بر دیدگاه خبرگان استخراج‌شده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، منجر به شناسایی ۳۵ مؤلفه در قالب ۷ عامل معنادار بر اساس پرسشنامه خبره‌سنجی شد. نتایج نشان داد اصلاحات بخش عمومی، همگرایی با استانداردهای بین‌المللی، به‌کارگیری نظام حسابداری تعهدی، رعایت اصول گزارشگری پایداری، ملاحظات اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی، عوامل فنی و زیرساختی، توسعه آموزش در حوزه حسابداری عمومی و روند خصوصی‌سازی از جمله پیشران‌های اثرگذار بر آینده حسابداری بخش عمومی ایران هستند. در نهایت، با اتکا به نظرات خبرگان، پنج سناریوی محتمل برای آینده نظام حسابداری بخش عمومی با تأکید بر نظام حسابداری شهرداری‌ها ارائه شد.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: بررسی این 5 سناریو نشان می‌دهد در برخی موارد بخش‌هایی از سناریوها همگرایی و گاهاً با یگدیگر در تقابلند، اما اغلب بیانگر بهبود آینده حسابداری بخش عمومی هستند و تغییرات بخش عمومی نتیجه تغییرات و تحمیلات بین‌المللی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثر متغیرهای اقتصادی کلان بر ازدواج در ایران: رهیافتVECM</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5158.html</link>
      <description>هدف: باتوجه‌به روند نزولی نرخ ازدواج در ایران طی سال‌های اخیر، این پژوهش باهدف بررسی تجربی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی و اجتماعی بر نرخ ازدواج در بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۲ انجام شده است.&amp;amp;nbsp;روش: برای تحلیل رابطه بلندمدت و کوتاه‌مدت میان متغیرها، از داده‌های فصلی و مدل تصحیح خطای برداری (VECM) استفاده شده است. متغیرهای موردبررسی شامل تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ ارز، ضریب جینی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان، تحصیلات دانشگاهی زنان، شاخص قیمت مصرف‌کننده در بخش مسکن و جمعیت بوده‌اند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج مدل نشان می‌دهد تولید ناخالص داخلی سرانه اثر مثبت و معناداری بر نرخ ازدواج دارد. در مقابل، جمعیت، نرخ مشارکت اقتصادی زنان و شاخص قیمت مصرف‌کننده اثر منفی و معناداری بر نرخ ازدواج داشته‌اند، درحالی‌که اثر ضریب جینی و تحصیلات دانشگاهی زنان از نظر آماری معنادار نبوده است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر تأثیرپذیری تصمیم به ازدواج از شرایط اقتصادی و اجتماعی کلان است. این نتایج می‌تواند به تدوین سیاست‌های واقع‌بینانه و مؤثر در راستای تسهیل ازدواج جوانان و تقویت بنیان خانواده کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آثار اعتبار بانک مرکزی و نااطمینانی سیاست‌های اقتصادی بر بازده بازار سهام در شرایط تحریم</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5130.html</link>
      <description>هدف: هدف این مطالعه، تحلیل اثر اعتبار بانک مرکزی و نااطمینانی سیاست‌های اقتصادی بر بازده بازار سهام در شرایط تحریم در ایران است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: جهت نیل به هدف مطالعه، از داده‌های سری زمانی متغیرهای کلان اقتصادی (1401:12-1370:01) و یک الگوی غیرخطی انتقال ملایم استفاده شده است. بنابراین، ابتدا نااطمینانی متغیرها توسط الگوی گارچ مورد بررسی قرار گرفت و اثر آرچ برای تمامی متغیرها موجود تأیید شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج برآورد الگوی غیرخطی انتقال ملایم مرتبط با نااطمینانی سیاست مالی نشان داد که نااطمینانی سیاست مالی اثر متغیری بر بازدهی سهام دارد. علاوه بر این، افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی (کاهش اعتبار بانک مرکزی) در حالت اولیه و پیش از آستانه، اثر منفی بر بازدهی سهام داشته، در حالی‌که پس از مقدار آستانه، ضریب تأثیر آن مثبت بوده است. نتایج برآورد الگوی غیرخطی انتقال ملایم مرتبط با نااطمینانی سیاست پولی نشان داد که نااطمینانی سیاست پولی اثر مثبت بر بازدهی سهام داشته، اما با افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی این عامل موجب کاهش بازدهی بازار سهام می‌شود. همچنین، شاخص اعتبار بانک مرکزی که به‌عنوان متغیر انتقال در نظر گرفته شده است، ضریب تأثیر آن به‌صورت غیرخطی در دو مقدار کاملا متفاوت بر بازدهی سهام اثرگذار است. نتایج برآورد الگوی غیرخطی انتقال ملایم مرتبط با نااطمینانی سیاست ارزی نشان داد که ضریب نااطمینانی سیاست ارزی بر بازدهی سهام در هر دو رژیم منفی بوده است. در نهایت، تحریم در هر سه الگو، اثر منفی بر شاخص بازار سهام دارد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه از اهمیت اعتبار بانک مرکزی پشتیبانی می‌کند و نشان می‌دهد که این شاخص، اثر قوی و معناداری بر بازدهی بازار سهام دارد. علاوه بر این، نااطمینانی سیاست‌های اقتصادی، نتایج متفاوتی را با توجه به درجه اعتبار بانک مرکزی ارائه کرده است. در این راستا، پیشنهادهایی در انتهای مقاله ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خدمات سلامت ارائه شده به سالمندان در چارچوب بیمه‌های عمر: مرور نظام‌مند متون</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5179.html</link>
      <description>هدف: افزایش جمعیت سالمند و پیچیدگی نیازهای مراقبت سلامت آنان، چالش‌های نوینی را برای نظام‌های بیمه‌ای ایجاد کرده است. بیمه‌های عمر، به‌عنوان یکی از منابع مهم تأمین مالی پایدار، در حال تحول برای پاسخ‌گویی به این نیازها هستند. این مطالعه با هدف بررسی خدمات سلامت ارائه‌شده به سالمندان در چارچوب بیمه‌های عمر انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مرور نظام‌مند متون است که با جستجو در پایگاه‌های Web of Science، Scopus و PubMed انجام گرفت. جستجو با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط با بیمه عمر و سلامت سالمندان در بازه زمانی 2000 تا 2024 صورت پذیرفت. از میان 5463 مقاله بازیابی‌شده، پس از حذف موارد تکراری و بررسی عنوان و چکیده، 214 مقاله برای بررسی متن کامل انتخاب شدند و در نهایت 41 مقاله که معیارهای ورود را داشتند، وارد تحلیل نهایی گردیدند. یافته‌ها: یافته‌ها در چهار محور دسته‌بندی شد: 1) مدل‌های بیمه‌ای (مراقبت طولانی‌مدت، محصولات ترکیبی و نوآورانه) 2) پوشش مالی و کاهش هزینه‌ها (مانند کاهش 3/26 درصد هزینه بستری) 3) خدمات گروه‌های خاص (زنان، بیماران مزمن) 4) پیامدهای مثبت (افزایش6/62 درصد نرخ بقا، کاهش مراقبت خانوادگی و گذار به مراقبت اجتماع‌محور). نتیجه‌گیری: ادغام خدمات سلامت در بیمه‌های عمر راهکاری مؤثر برای پاسخ به نیازهای سالمندان است که نیازمند طراحی نظام‌های بیمه‌ای با ویژگی‌های کلیدی پایداری مالی، انعطاف‌پذیری، عدالت و حمایت از مراقبت اجتماع‌محور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربه زیسته سهامداران حقیقی از زیان در بازار سرمایه: رویکرد پدیدارشناسانه</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5228.html</link>
      <description>هدف: نوسانات سال‌های اخیر بازار سرمایه ایران سهامداران حقیقی را با تجربه‌هایی همراه با زیان مالی، فشار روانی و تغییر در الگوهای تصمیم‌گیری مواجه ساخته است. در چنین زمینه‌ای، هدف این پژوهش واکاوی تجربه زیسته سهامداران حقیقی از زیان مالی و پیامدهای آن در بازار سرمایه ایران است. این مطالعه با تمرکز بر ادراک و رفتار سرمایه‌گذاران، تأثیر زیان بر ابعاد مختلف زندگی آنان را شناسایی و تحلیل می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی پدیدارشناسانه و پارادایم برساخت‌گرایانه انجام شد. ۲۶ سهامدار حقیقی بورس اوراق بهادار تهران که تجربه زیان مالی داشتند، به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با روش تحلیل پدیدارشناسی تحلیل شد. در نهایت، ۴۶ مفهوم اولیه با ۱۹۰۵ فراوانی استخراج و در ۱۳ کد محوری و پنج کد انتخابی طبقه‌بندی شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: زیان مالی تأثیرات عمیقی بر ابعاد روانی، عاطفی، هویتی و اجتماعی سهامداران داشت و گرایش به رویکردهای محافظه‌کارانه را تقویت کرد. پنج کد انتخابی استخراج‌شده شامل &amp;amp;laquo;تجربه درونی زیان مالی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیامدهای بین‌فردی و اجتماعی زیان مالی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رشد شناختی و یادگیری از زیان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدیریت ریسک و راهبردهای سرمایه‌گذاری آگاهانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;درک ماهیت بازار و عوامل بیرونی&amp;amp;raquo; بود. مشارکت‌کنندگان، ماهیت پرریسک و غیرقابل‌پیش‌بینی بازار را عامل اصلی زیان دانستند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: زیان مالی، علاوه بر پیامدهای منفی، فرصتی برای یادگیری و بازنگری در راهبرد‌های سرمایه‌گذاری فراهم می‌کند. یافته‌ها بر ضرورت آموزش سواد مالی، توسعه سکو‌های مشاوره معتبر و سیاست‌های حمایتی برای ارتقای تاب‌آوری مالی تأکید دارند تا مشارکت پایدار سهامداران در بازار سرمایه تقویت شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ملاحظات استراتژیک در مدیریت برندها در صنعت ورزش</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5422.html</link>
      <description>هدف: با توجه به اهمیت توسعة برندها در صنعت ورزش، هدف کلی این تحقیق شناسایی ملاحظات استراتژیک در مدیریت برندها در صنعت ورزش بوده است.&amp;amp;nbsp;روش: این تحقیق کیفی و اکتشافی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. شرکت‌کننده‌ها در فرایند پژوهش شامل خبرگان حوزة بازاریابی ورزشی بوده و با توجه به ماهیت پژوهش تعداد 17 نفر به صورت هدفمند تا رسیدن به مرحله اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در فرایند تحقیق، مصاحبه نیمه ساختارمند بود. در این پژوهش از معیار اعتمادپذیری یا قابلیت اعتماد گوبا و لینکلن برای بررسی کیفیت و اعتبار نتایج کیفی استفاده شد که در برگیرنده‌ی چهار معیار است و عبارتند از: معیارهای باورپذیری، اطمینان‌پذیری، انتقال‌پذیری و تأییدپذیری.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: تحلیل مضمون داده‌ها با روش براون و کلارک منجر به استخراج 105 کد، 12 مضمون فرعی و چهار مضمون اصلی شد. یافته‌ها نشان داد &amp;amp;laquo;ملاحظات کسب و کار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ملاحظات اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ملاحظات فرهنگی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ملاحظات فنّاورانه&amp;amp;raquo; از جمله ملاحظات استراتژیک در مدیریت برندها در صنعت ورزش هستند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت مدیریت برندها در صنعت ورزش با رویکرد آینده‌نگرانه، پرداختن به ملاحظات راهبردی در راستای آمادگی صنعت ورزش برای ورود به آینده‌ای پویا و رقابتی و بهره‌برداری از حداکثر فرصت‌ها می‌تواند به موفقیت صنعت ورزش در بازار آینده کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آگاهی و سوگیری بر رفتار مصرف‌کنندگان انرژی: رویکرد مدل معادلات ساختاری</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5202.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثر آگاهی و سوگیری بر ادراک و رفتار مصرف‌کنندگان انرژی است. در این تحقیق، آگاهی از منظر اقتصاد متعارف و سوگیری از منظر اقتصاد رفتاری موردبررسی قرارگرفته است. این اثر به گرایش افراد برای انجام رفتارها، باورها یا نگرش‌هایی مشابه با دیگران اشاره دارد که بر اساس عادات و باورهای جمعی پذیرفته‌شده و برداشت از افکار عمومی شکل می‌گیرد.&amp;amp;nbsp;روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، از مدل معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد. داده‌های پژوهش از طریق پرسشنامه جمع‌آوری گردید و با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری در دسترس و با توجه به جدول مورگان، تعداد ۴۰۲ پاسخ‌گو به پرسش‌های پرسشنامه پاسخ دادند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج برآورد مدل نشان داد آگاهی و سوگیری هر دو اثر مثبت و معناداری بر ادراک و رفتار مصرف‌کنندگان انرژی دارند، اما شدت اثرگذاری آن‌ها متفاوت است: آگاهی و سوگیری دارای اثر ضعیف بر رفتار مصرف‌کنندگان هستند، اما اثر سوگیری بر رفتار بیشتر از اثر آگاهی است. همچنین آگاهی و سوگیری دارای اثر متوسط بر ادراک مصرف‌کنندگان هستند، اما میانگین اثر سوگیری بر ادراک مصرف‌کننده بیشتر از اثر آگاهی است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد اگرچه هر دو عامل آگاهی و سوگیری‌های رفتاری بر ادراک و رفتار مصرف‌کنندگان انرژی تأثیرگذارند؛ اما سوگیری‌های رفتاری نقش پررنگ‌تری دارند. بنابراین، به سیاست‌گذاران توصیه می‌شود در کنار استفاده از ابزارهای آموزشی برای ارتقای آگاهی و دانش مصرف‌کنندگان، از ابزارهای رفتاری مانند تلنگرهای کم‌هزینه و مداخلات غیر آموزشی نیز بهره ببرند تا ادراک و رفتار مصرف‌کنندگان انرژی را به‌طور مؤثرتری بهبود بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگویی از علّل تا زمینه‌های بسط کارکردهای پدیدۀ پانزی در افشاء گزینشی اطلاعات در بازار سرمایه</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5430.html</link>
      <description>هدف: هدف این مطالعه ارائه الگویی از علّل تا زمینه‌های بسط کارکردهای پدیدۀ پانزی در افشاء گزینشی اطلاعات در بازار سرمایه است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: این مطالعه که مبتنی بر روش شناسی ترکیبی است، در بخش کیفی از طریق نظریه داده بنیاد و سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در پی ارائه الگویی پارادایمی مبتنی بر پنج بُعدِ شرایط علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، استراتژی‌ها و پیامدها بود. سپس برمبنای تحلیل دلفی و دو معیار میانگین و ضریب توافق، همراستایی محتوایی مضامین مفهومی شناسایی شده با مؤلفه‌های محوری و مقوله‌های ساختاری بررسی گردید تا در نهایت از طریق تحلیل شبکه‌ای فازی، راهبردهای شناسایی شده در الگوی پارادایمی از طریق مقیاس‌های زبانی فازی مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص کنندۀ اولویت‌های محوری هریک از مؤلفه‌ها و مضامین در این بُعد الگوی اراده شده باشد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج پژوهش در بخش کیفی باتوجه به 12مصاحبۀ انجام شده با خبرگان، مبتنی بر شناسایی 404 کدباز منتهی به پدیدار شدن 50 مضمون مفهومی؛ 10مولفۀ محوری و 5 مقولۀ پارادایمی بود. در بخش کمّی نیز مشخص شد، تحت انتخاب استراتژی‌های اطلاعاتی نامتقارن به عنوان محوری‌ترین راهبرد بسط کارکردهای پدیدۀ پانزی در افشاء گزینشی اطلاعات در بازار سرمایه، دو مضمونِ &amp;amp;laquo;پنهان‌سازی اخبار بد و منفی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;استفاده از لحن مثبت در تدوین گزارش‌های مالی&amp;amp;raquo; از سطح عملکردی بالاتری در شرکت‌های بازار سرمایه برخوردار هستند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: کیب راهبردهای پنهان‌سازی و لحن مثبت، هم‌افزایی مؤثری در دستیابی به اهداف پانزی شرکت‌ها ایجاد می‌کند. نظارت بر انحراف لحن از عملکرد واقعی می‌تواند به کشف این رویه‌ها کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل بهینه نقد‌شوندگی سهام و تأثیر آن بر استراتژی‌های معاملاتی مبتنی بر غلبه تصادفی با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5452.html</link>
      <description>هدف: نقدشوندگی سهام از ارکان اصلی کارایی بازار سرمایه است و در کاهش هزینه سرمایه، بهبود کشف قیمت و افزایش جذابیت سرمایه‌گذاری نقش مهمی دارد. در بازارهای نوظهوری مانند بورس تهران، محدودیت‌های ساختاری، نوسانات قیمتی و ضعف شفافیت اطلاعاتی، پیش‌بینی نقدشوندگی را با چالش مواجه کرده است. از آنجا که اثربخشی استراتژی‌های معاملاتی مبتنی بر غلبه تصادفی وابسته به سطح مناسبی از نقدشوندگی است، هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل بهینه برای پیش‌بینی نقدشوندگی و بررسی تأثیر آن بر عملکرد این استراتژی‌هاست.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: در این پژوهش از الگوریتم‌های پیشرفته هوش مصنوعی شامل جنگل تصادفی، گرادیان بوستینگ و شبکه‌های عصبی عمیق استفاده شد. داده‌ها شامل قیمت روزانه، حجم معاملات، شاخص‌های نقدشوندگی و متغیرهای کلان اقتصادی شرکت‌های بورس تهران در دوره ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ است. عملکرد مدل‌ها با استفاده از شاخص‌های دقت پیش‌بینی، MAE و RMSE ارزیابی شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد مدل جنگل تصادفی نسبت به سایر الگوریتم‌ها دقت بیشتری در پیش‌بینی نقدشوندگی دارد. همچنین به‌کارگیری خروجی این مدل در تنظیم پارامترهای استراتژی‌های مبتنی بر غلبه تصادفی موجب بهبود معنادار بازده تعدیل‌شده به ریسک شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: برتری مدل جنگل تصادفی بیانگر کارایی آن در تحلیل و پیش‌بینی نقدشوندگی در بازارهای نوظهور است. یافته‌ها نشان می‌دهد این مدل می‌تواند بستری مناسب برای توسعه ابزارهای معاملاتی هوشمند و بهبود تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر نابرابری در توزیع درآمد بر رشد اقتصادی (رهیافت شاخص ترکیبی و QARDL)</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5494.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نابرابری درآمدی و شاخص ترکیبی فناوری- سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی این کشورها است.روش: در این پژوهش از داده‌های سالانه 2000 تا 2023 و مدل خودرگرسیون با وقفه‌های توزیعی چندکی (QARDL) استفاده شده است. این روش با ترکیب قابلیت‌های ARDL و رگرسیون چندکی، امکان تحلیل پویای روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت در سطوح متفاوت رشد اقتصادی را فراهم می‌سازد. همچنین به منظور سنجش هم‌زمان سرمایه انسانی و فناوری، شاخصی ترکیبی مبتنی بر تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) ساخته شده که شامل متغیرهای سلامت، آموزش، درآمد، امید به زندگی و هزینه تحقیق و توسعه است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد نابرابری درآمدی در تمامی چندک‌های 25/0، 50/0، 75/0 و 95/0 اثر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی دارد. بویژه در کوانتایل‌های بالا، شدت اثر منفی بیشتر است؛ به‌طوری‌که در بلندمدت، نابرابری موجب کاهش 642/0 واحدی رشد اقتصادی در چندک میانی و 902/0 واحدی در چندک 95/0 شده است. همچنین شاخص ترکیبی سرمایه انسانی- فناوری در تمام چندک‌ها اثری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی داشته و بویژه در بلندمدت باعث افزایش 377/0 واحدی در چندک 50/0 شده است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که نابرابری درآمدی به‌صورت ساختاری موجب تضعیف رشد اقتصادی در منطقه MENA می‌شود؛ در حالی که بهبود هم‌زمان سرمایه انسانی و فناوری می‌تواند، این اثر منفی را تعدیل کرده و مسیر رشد پایدار را تقویت کند. بنابراین سیاست‌گذاری مؤثر در جهت کاهش نابرابری، همراه با سرمایه‌گذاری در فناوری و سرمایه انسانی، ضرورتی حیاتی برای دستیابی به توسعه پایدار در منطقه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی پدیدۀ پادشکنندگی مالیِ و ارزیابی صنعتِ دارویی بازار سرمایه از طریق تحلیل پوششی داده‌ها</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5501.html</link>
      <description>هدف: هدف این مطالعه ارائه الگوی پدیدۀ پادشکنندگی مالیِ و ارزیابی صنعتِ دارویی بازار سرمایه از طریق تحلیل پوششی داده‌ها است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: این مطالعه که به لحاظ روش‌شناسی آمیخته است، در فاز کیفی از پدیدارشناسی بهره برد تا براساس زمینه‌یابی محوری از ادبیات نظری در طراحی سازه اولیه نقاط مرجع استراتژیک، بتواند مسیر انجام مصاحبه‌ها با کنشگران‌تجربی را برای شناسایی مضامین و مقوله‌های پادشکنندگی مالیِ شرکت‌های بازار سرمایه ترسیم نماید. سپس از طریق تحلیل پوششی داده‌ها با تعیین نهادها و ستاده‌های حاصل از سنجه‌های الگوی اعتبارسنجی شدۀ پادشکنندگی مالی اقدام تعیین شرکت‌های صنعت دارویی از نظر مطلوبیت پادشکنندگی مالی شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش در بخش کیفی حکایت از تعیین ]4[ مقوله برای قرار گرفتن در الگوی نهایی پادشکنندگی مالی دارد. در بخش کمّی پژوهش و با تعیین ]6[ سنجۀ ورودی و ]6[ سنجۀ خروجی از نسبت‌های شناسایی شده برای ارزیابی پادشکنندگی مالی بهره برد تا مشخص شود، &amp;amp;laquo;سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه به سودآوری&amp;amp;raquo; محوری‌ترین کارکردِ نهادۀ قابلیت‌های پادشکنندگی مالی شرکت‌های صنعت دارویی است. به علاوه مشخص شد، محوری‌ترین ستادۀ نسبت‌های تبیین شده در این تحلیل، &amp;amp;laquo;نسبت بازده دارایی‌های عملیاتی&amp;amp;raquo; است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: نتیجۀ این مطالعه نشان می‌دهد، شرکت‌های صنعت دارویی بازار سرمایه برای بهره‌برداری از قابلیت‌های پادشکنندگی مالی، نیازمندِ ارتقاء منابع مالی قابل تخصیص به سرمایه‌گذاری‌ در تحقیق و توسعه می‌باشند تا علاوه بر سودآوری حاصل از نوآوری‌های علمی در تولید محصولات مشابه شرکت‌های خارجی، بتوانند در شرایط بحرانی سهم قابل توجه‌تری از بازار رقابتی را کسب نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرگذاری و اثرپذیری بین بازارهای موازی و ورود پول حقیقی به صندوق‌های درآمد ثابت</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5510.html</link>
      <description>هدف: صندوق‌های درآمد ثابت از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت ریسک و جذب نقدینگی در بازار سرمایه‌اند و نوسانات بازدهی بازارهای موازی می‌تواند جریان ورود و خروج سرمایه به این صندوق‌ها را تغییر دهد. با افزایش بی‌ثباتی در بازارهای طلا، ارز و سهام، بررسی روابط پویا و اثرات متقابل این بازارها بر ورود پول حقیقی به صندوق‌های درآمد ثابت اهمیت بیشتری یافته است. هدف پژوهش تحلیل پویایی اثرگذاری بازارهای موازی بر جریان پول حقیقی این صندوق‌هاست.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر داده‌های روزانه ۳۹ صندوق درآمد ثابت ایران در دوره ۷ فروردین ۱۴۰۰ تا ۶ دی ۱۴۰۴ است. برای بررسی تغییرپذیری زمانی روابط میان بازارها از مدل TVP-VAR استفاده شده و اثرات بازار طلا، دلار غیررسمی، شاخص هم‌وزن سهام و اوراق خزانه اسلامی ارزیابی شده است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد شدت و جهت اثرگذاری بازارها در طول زمان ثابت نیست و تحت شرایط اقتصادی تغییر می‌کند. بازدهی مثبت طلا و صندوق‌های طلا مهم‌ترین عامل خروج نقدینگی از صندوق‌های درآمد ثابت است و جهش نرخ ارز و رونق بازار سهام نیز ورود پول حقیقی را تضعیف می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: ازاین‌رو، سیاست‌گذاران و نهادهای ناظر بازار سرمایه برای مدیریت پایدار نقدینگی، ناگزیر به طراحی ابزارهای تثبیت‌کننده و سیاست‌های هماهنگ بین‌بازاری مبتنی بر پایش پویای جریان سرمایه هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل مفهومی نظام مالیات بر مسکن ایران با رویکرد نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5511.html</link>
      <description>هدف: نظام مالیات بر مسکن یکی از چالش‌های بنیادی سیاست‌گذاری اقتصادی و اجتماعی در ایران است. با وجود نقش مهم این ابزار در کنترل سوداگری و تحقق عدالت اجتماعی، این نظام با کاستی‌های نهادی، اجرایی و رفتاری مواجه است. هدف این پژوهش، طراحی و تبیین یک مدل مفهومی بومی برای اصلاح و کارآمدسازی نظام مالیات بر مسکن ایران با رویکرد نظریه داده‌بنیاد است.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد است. داده‌ها از طریق ۲۰ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی، مدیران و کارشناسان حوزه مالیات و مسکن طی دوره 1400 تا 1403 گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و بر اساس رویکرد استراوس و کوربین انجام گرفت و روابط میان مقوله‌ها در قالب مدل پارادایمی استخراج شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد نظام مالیات بر مسکن متأثر از ۱۲ مقوله اصلی و ۲۵ مقوله فرعی است که در سطوح علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردی و پیامدی سازمان‌دهی می‌شوند. مهم‌ترین عوامل اثرگذار شامل سرمایه انسانی، زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، شفافیت نهادی، فرهنگ مالیاتی، بسترهای اقتصادی و قانونی و سطح اعتماد اجتماعی است. پیامدهای اجرای مدل مفهومی پیشنهادی شامل کاهش فرار مالیاتی، ارتقای بهره‌وری سازمانی، افزایش شفافیت و تقویت عدالت اجتماعی است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اصلاح نظام مالیات بر مسکن صرفاً از طریق تغییر نرخ‌ها و قوانین امکان‌پذیر نیست، بلکه مستلزم بازنگری هم‌زمان در ابعاد نهادی، فرهنگی و رفتاری است. نوآوری این پژوهش ارائه یک مدل مفهومی داده‌محور و بومی است که روابط علّی میان مؤلفه‌های کلیدی نظام مالیات بر مسکن را تبیین می‌کند و می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری مالیاتی توسعه‌محور و عدالت‌گرا در ایران فراهم آورد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش واسطه‌ای کیفیت نهادی در رابطه مابین توسعه اقتصادی و آلودگی محیطی</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5515.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش مدل‌سازی و تبیین رابطه‌ی پویا و متقابل میان توسعه اقتصادی و آلودگی محیطی با درنظر گرفتن نقش واسطه‌ای و تعدیل‌کنندگی کیفیت نهادی در کشورهای عضو منا است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: پژوهش حاضر کاربردی است. بازه زمانی پژوهش سال‌های 2010 تا 2023 است. برای ساختن شاخص‌های متغیرهای کیفیت نهادی، توسعه اقتصادی و آلودگی محیطی از رویکرد تحلیل مؤلفه اصلی استفاده شد تا مؤلفه‌های معنادار استخراج گردند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد بدون در نظر گرفتن اثرات کیفیت نهادی، توسعه اقتصادی در مراحل اولیه موجب افزایش آلودگی محیطی و در مراحل بعدی منجر به کاهش آن می‌شود؛ این الگو با فرضیه منحنی کوزنتس زیست‌محیطی همخوانی دارد. از سوی دیگر، آلودگی محیطی در بلندمدت اثر منفی و معناداری بر توسعه اقتصادی بر جای می‌گذارد. همچنین کیفیت و کارایی نهادها سبب کاهش اثر منفی توسعه اقتصادی بر آلودگی محیطی شده و این رابطه را به میزان 966/0 درصد بهبود می‌بخشد؛ نقش نهادها در کاهش اثرات منفی آلودگی محیطی بر توسعه اقتصادی به میزان 719/0 درصد نیز قابل مشاهده است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد که ارتقای کیفیت نهادها، شفافیت در سیاست‌گذاری و ثبات نهادی و اقتصادی، به کاهش تخریب محیط زیست و افزایش بهره‌وری اقتصادی منجر می‌شود. بر اساس یافته‌ها، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پاک، اصلاح ساختار نهادی و استفاده از مالیات‌های زیست‌محیطی می‌تواند اثرات منفی توسعه اقتصادی بر محیط زیست را کاهش دهد. بنابراین، سیاست‌گذاران کشورهای منطقه منا می‌توانند مسیر توسعه را به سوی اقتصاد دانش‌بنیان و پایدار هدایت کنند، به‌طوری که هم رشد اقتصادی و هم کیفیت محیط زیست بهبود یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی نا اطمینانی اقتصادی در نوسانات و جهش‌های بازار سهام</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5557.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش بررسی قدرت پیش‌بینی نااطمینانی کلان اقتصادی در تبیین نوسانات و جهش‌های بازار سهام ایران و مقایسه آن با نااطمینانی‌های سیاست پولی و مالی است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: برای محاسبه شاخص نااطمینانی کلان اقتصادی از رویکرد ARMA-GARCH و داده‌های تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال 1395 استفاده شد. همچنین شاخص‌های نااطمینانی سیاست پولی و مالی به‌ترتیب بر اساس حجم نقدینگی و مخارج دولت محاسبه گردید. داده‌های فصلی 61 دوره در بازه زمانی 1387Q4 &amp;amp;nbsp;تا 1402Q4 &amp;amp;nbsp;مورد استفاده قرار گرفت. استفاده از داده‌های فصلی به دلیل افزایش تعداد مشاهدات، فراهم‌سازی قدرت آماری لازم برای برآورد مدل‌های ARMA-GARCH،BreakLS &amp;amp;nbsp;و VAR و نیز امکان بررسی پویایی‌های کوتاه‌مدت بازار سهام صورت گرفت؛ در حالی‌که داده‌های سالانه از تعداد مشاهدات کافی برای این منظور برخوردار نبودند. برای بررسی قدرت پیش‌بینی متغیرها از مدل حداقل مربعات با شکست ساختاری (BreakLS) و برای تحلیل روابط پویا از مدل خودرگرسیون برداری (VAR) و توابع واکنش آنی تعمیم‌یافته (GIRFs) استفاده شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد نااطمینانی کلان اقتصادی پس از شکست ساختاری شناسایی‌شده، اثر مثبت و معناداری بر نوسانات و جهش‌های بازار سهام دارد و در مقایسه با نااطمینانی‌های پولی و مالی از قدرت پیش‌بینی بیشتر و پایدارتری برخوردار است. همچنین شوک‌های نااطمینانی کلان اقتصادی سهم قابل توجهی در توضیح واریانس خطای پیش‌بینی داشته و برای چندین دوره موجب افزایش معنادار نوسانات و جهش‌های بازار سهام می‌شوند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: نااطمینانی کلان اقتصادی یکی از عوامل اصلی بی‌ثباتی بازار سهام ایران محسوب می‌شود. ازاین‌رو، تقویت ثبات سیاست‌های اقتصادی، افزایش شفافیت اطلاعاتی و کاهش شوک‌های غیرمنتظره می‌تواند به کاهش نوسانات بازار سهام، بهبود تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و ارتقای کارایی سیاست‌گذاری اقتصادی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آثار تأمین مالی دولت از طریق فروش اوراق بدهی به بانک‌ها با لحاظ نکول و استمهال بدهی: رویکرد DSGE</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5632.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف واکاوی پیامدهای کلان اقتصادی &amp;amp;laquo;نکول و استمهال بدهی دولت&amp;amp;raquo; در فضای اقتصادی ایران تدوین شده است؛ بویژه در شرایطی که محدودیت‌های منابع نفتی و تحریم‌های بین‌المللی در دهه ۱۳۹۰، دولت را ناگزیر به استفاده گسترده از ابزار انتشار اوراق بدهی به منظور تأمین مالی کسری بودجه نموده است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: برای تحلیل فرایند انتقال تکانه‌های ناشی از بدهی دولت به بخش بانکی و متغیرهای کلان، از چارچوب یک &amp;amp;laquo;الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی&amp;amp;raquo; (DSGE) استفاده شده است. این پژوهش داده‌های بازه زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۲ را به‌کار گرفته تا کنش و واکنش میان ترازنامه بانک‌ها و سیاست‌های مالی دولت را شبیه‌سازی کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج شبیه‌سازی مدل حاکی از آن است که بروز تکانه نکول بدهی دولت، با افزایش ریسک اعتباری و رشد بازده اوراق همراه است. این وضعیت، علاوه بر تشدید اضافه‌برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی و انبساط پایه پولی و نقدینگی، منجر به &amp;amp;laquo;برون‌رانی&amp;amp;raquo; اعتبارات بخش خصوصی، کاهش سرمایه‌گذاری، افت تولید، تشدید فشارهای تورمی و سرکوب فرصت‌های شغلی می‌گردد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش تبیین می‌کند که تداوم انتشار بی‌رویه اوراق بدهی، در صورت عدم مدیریتِ استمهال، می‌تواند پایداری ترازنامه شبکه بانکی را مخدوش و ثبات اقتصاد کلان را با مخاطره جدی مواجه سازد. لذا اتخاذ راهکارهای مبتنی بر مدیریت قاعده‌مند بدهی، تعمیق بازار اوراق بهادار و تقویت نظارت‌های احتیاطی بر نظام بانکی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای سیاست‌گذار اقتصادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی کیفیت افشای ریسک در گزارش‌های سالانه مبتنی بر ویژگی‌های کیفی اطلاعات حسابداری با رویکرد تحلیل مضمون</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5633.html</link>
      <description>هدف: کیفیت افشای ریسک به عنوان یکی از ابعاد کلیدی شفافیت اطلاعاتی، از نظر محتوایی و ارائه‌ای با ویژگی‌های کیفی اطلاعات حسابداری همسو بوده و نیازهای تصمیم‌گیری استفاده‌کنندگان را تأمین می‌کند. با توجه به اهمیت موضوع، هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی رفتار مدیران در گزارشگری مالی بر اساس تئوری چشم‌انداز است. این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر رویکرد تحلیل مضمون است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: این پژوهش از نوع پژوهش‌های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون است که در سال 1405 در سه مرحله: (۱) استخراج چارچوب اولیه مبتنی بر مبانی نظری و پیشینه پژوهش؛ (۲) جمع‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۹ نفر از اعضاء هیئت‌علمی دانشگاه‌ها و خبرگان مالی حوزه بازار سرمایه که با روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع گلوله‌برفی انتخاب شدند؛ (۳) تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه با استفاده از روش تحلیل مضمون آتراید - استرلینگ در سه سطح مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر. فرآیند مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که 40 مفهوم در قالب 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان‌دهنده (مربوط بودن اطلاعات افشای ریسک، قابلیت اتکای اطلاعات ریسک، قابلیت مقایسه و قابل‌فهم بودن اطلاعات ریسک) و 2 مضمون فراگیر شامل (کیفیت محتوایی اطلاعات افشای ریسک و کیفیت ارائه اطلاعات افشای ریسک) استخراج شده است که اجزای الگوی پیشنهادی را تشکیل می‌دهند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌ها ضمن ارتقای آگاهی ذی‌نفعان نسبت به این نوع اطلاعات، چارچوبی عملیاتی فراهم می‌آورد که شرکت‌ها را در گزارش‌دهی شفاف‌تر تعهدات اخلاقی خود یاری می‌رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه عملکرد الگوهای یادگیری عمیق در پیش‌بینی شاخص سهام صنعت فلزات اساسی ایران</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5654.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی دقت الگوهای مختلف شبکه عصبی در پیش‌بینی شاخص قیمت سهام صنعت فلزات اساسی ایران است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: برای این منظور، از داده‌های روزانه شاخص قیمت سهام صنعت فلزات اساسی طی دوره فروردین 1390 تا اسفند ۱۴۰۳، همراه با متغیرهای کلان اقتصادی شامل نرخ ارز، قیمت جهانی نفت، حجم نقدینگی، شاخص قیمت مصرف‌کننده و قیمت طلا استفاده شده است. در این مطالعه، سه مدل شبکه عصبی شامل شبکه عصبی بازگشتی ساده (RNN)، حافظه طولانی کوتاه‌مدت (LSTM) و واحد بازگشتی دروازه‌دار (GRU) به‌کار گرفته شده و دقت پیش‌بینی آن‌ها با معیارهای ریشه دوم میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین قدرمطلق خطا (MAE)، میانگین درصد خطای مطلق (MAPE) و ضریب نابرابری تیل (Theil&amp;amp;rsquo;s U) ارزیابی گردیده است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان می‌دهد مدل GRU بهترین عملکرد را در میان الگوهای مورد بررسی داشته است. این امر نشان می‌دهد که معماری GRU می‌تواند در پیش‌بینی داده‌های سری زمانی مالی، در شرایط خاص، نتایج دقیق‌تری نسبت به سایر الگوهایی مانند LSTM و RNN ارائه دهد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: اهمیت یافته‌ها در آن است که پیش‌بینی دقیق شاخص‌های مالی می‌تواند ریسک تصمیم‌گیری را کاهش داده و کارایی بازار سرمایه را افزایش دهد. بر این اساس، توسعه ابزارهای پیش‌بینی مبتنی بر یادگیری ماشین و تقویت زیرساخت‌های داده‌ای می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری سیاست‌گذاران و ارتقای ثبات بازار سرمایه کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اهداف اجرای استراتژی‌های آفشورینگ در برآیندهای تشکیل انواع شرکت‌های اقماری: ارائه چارچوب ماتریسی نقاط مرجع استراتژیک</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5661.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه به دنبال ارزیابی اهداف اجرای استراتژی‌های آفشورینگ در برآیندهای تشکیل انواع شرکت‌های اقماری است تا با ارائه‌یک الگوی مرجع استراتژیک بتواند نسبت به ترسیم نقشۀ راه استراتژیک در این رابطه برای شرکت‌های فعال در صنعت مواد غذایی و آشامیدنی مؤثر عمل نماید.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: این مطالعه که بر پایۀ رویکرد پدیدارشناسی استقرائی بنا نهاده شده است، در وهلۀ اول برای ساخت محورهای سازه‌ای اولیۀ ماتریس مرجع استراتژیک از طریق مرور نظام‌مند پژوهش‌های صورت گرفته، نسبت به شناسایی اهداف استراتژیک حاصل از اجرای آفشورینگ در شرکت‌های تابعه اقدام می‌نماید. با تعیین محورهای اصلی در چارچوب ارائه شدۀ اولیه، نسبت به انجام مصاحبه در وهلۀ دوم اقدام می‌شود تا پس از کدگذاری‌های باز صورت گرفته، بتوان نسبت به تعیین زمینه‌یابی‌های مضمونی حاصل از اهداف بکارگیری استراتژی‌های آفشورینگ در شرکت‌های تابعه اقدام نمود. سپس با دسته‌بندی زمینه‌های مضمونی هم‌معنا و یکدست نمودن مفهومی، گزاره‌های معنایی شناسایی می‌شوند تا در مرحلۀ آخر با ایجاد یک چک‌لیست امتیازی محقق ساخته به تعداد گزاره‌های معنایی ایجاد شده، بتوان نسبت به انجام مقوله‌یابی اقدام نمود.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: یافته‌های به‌دست آمده از طی فرآیندهای اجرایی این مطالعه نشان می‌دهد بر پایۀ دو محورِ استراتژی‌های مالی و استراتژی‌های فرآیندی آفشورینگ، الگوی اولیه مرجع استراتژیک برآیندهای حاصل از شکل‌گیری شرکت اقماری ارائه شد تا طی &amp;amp;laquo;18&amp;amp;raquo; مصاحبۀ انجام شده و &amp;amp;laquo;194&amp;amp;raquo; کدباز ایجاد شده، اولاً &amp;amp;laquo;24&amp;amp;raquo; مضمون گزاره‌ای تعیین گردد تا با ترکیب آن‌ها از طریق ایجاد چک‌لیست‌های ارزیابی، &amp;amp;laquo;4&amp;amp;raquo; مقوله در تقاطع ماتریسی محورهای عمودی (معیارهای ارزیابی استراتژی‌های مالی) و افقی (معیارهای ارزیابی استراتژی‌های فرآیندی) قابل پدیداری باشد. مقوله‌های شناسایی شده به ترتیب رُبع‌های ماتریسی شاملِ &amp;amp;laquo;ساختار شرکت‌های اقماری مختلط&amp;amp;raquo;؛ &amp;amp;laquo;ساختار شرکت‌های اقماری عمودی&amp;amp;raquo;؛ &amp;amp;laquo;ساختار شرکت‌های اقماری عملیاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ساختار شرکت‌های اقماری اُفقی&amp;amp;raquo; است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: این مطالعه باهدف ارائه‌یک نقشۀ راه استراتژیک، تلاش نمود تا با تمرکز بر اهدافی که می‌توان از طریق اجرای استراتژی‌های آفشورینگ پیگیری نمود، نسبت به تنوع ساختاری تشکیل شرکت‌های اقماری اقدام کرد که در نتیجۀ تقاطع‌های ماتریسی مشخص شده است، بسته به نوع و ماهیتی که شرکت‌ها از اجرای استراتژی‌های آفشورینگ دنبال می‌نمایند، می‌توان انتظار داشت تا ساختار عملکردی شرکت‌های تابعه با ویژگی‌های متفاوتی مواجه باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات متقارن و نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی بر قیمت محصولات کشاورزی در ایران</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5662.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش اثرات متقارن و نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی بر قیمت محصولات کشاورزی ایران را طی دوره ۱۳۵۱ تا ۱۴۰۲ بررسی می‌کند. در این راستا، نقش نرخ ارز، نرخ بهره، نقدینگی، تولید ناخالص داخلی، آزادسازی تجاری و شاخص قیمت بخش‌های صنعت و خدمات در نوسانات قیمت محصولات کشاورزی تحلیل شد.&amp;amp;nbsp;روش: برای برآورد روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت از الگوهای ARDL و NARDL استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی پایداری و اعتبار نتایج، آزمون‌های ریشه واحد دیکی&amp;amp;ndash;فولر تعمیم‌یافته و زیووت&amp;amp;ndash;اندروز، آزمون کرانه‌ها، آزمون والد و آزمون‌های تشخیصی به‌کار گرفته شدند. داده‌های سالانه نیز از منابع رسمی کشور استخراج شدند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان داد متغیرهای کلان اقتصادی اثر معناداری بر قیمت محصولات کشاورزی دارند و این اثر در بسیاری از موارد نامتقارن است. براساس نتایج NARDL، شوک‌های مثبت نقدینگی و نرخ ارز، نسبت به شوک‌های منفی، اثر افزایشی قوی‌تری دارند. اثر تولید ناخالص داخلی نیز نامتقارن است؛ به‌گونه‌ای که تکانه‌های منفی آن نسبت به تکانه‌های مثبت، اثر بیشتری بر قیمت‌ها می‌گذارند. شاخص قیمت بخش‌های صنعت و خدمات اثر مثبت و معنادار و آزادسازی تجاری اثر منفی و کاهنده دارد.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: قیمت محصولات کشاورزی ایران صرفاً تابع روابط خطی و متقارن نیست و به شوک‌های کلان اقتصادی واکنش نامتقارن نشان می‌دهد. بنابراین، سیاست‌گذاری مؤثر مستلزم کنترل نوسانات ارزی، مدیریت نقدینگی، تقویت تولید و اجرای سیاست‌های تجاری هوشمند است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات پویای شاخص‌های اقتصادی- اجتماعی مرتبط با خانوار در سطح کلان و متغیرهای اقتصاد کلان بر کیفیت تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه در ایران</title>
      <link>https://jdc.uk.ac.ir/article_5762.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثرات پویای شاخص‌های اقتصادی- اجتماعی مرتبط با خانوار در سطح کلان و متغیرهای اقتصاد کلان بر کیفیت تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه در ایران انجام شده است.&#13;
 &#13;
روش: این پژوهش کاربردی با استفاده از داده‌های سری زمانی سالانه ایران طی دوره ۱۳۷۸ الی ۱۴۰4 (سنجیده شده بر اساس آمارهای بانک جهانی و وزارت آموزش و پرورش) و با بهره‌گیری از رویکرد خودتوضیح با وقفه‌های توزیعی (ARDL) و آزمون کرانه‌ها (Bounds Test) برآورد شد. شاخص کیفیت تحصیلی (QUAL) با میانگین معدل کشوری دانش‌آموزان متوسطه شبیه‌سازی شده است.&#13;
 &#13;
یافته‌ها: نتایج برآورد مدل نشان داد در بلندمدت، نرخ باسوادی بزرگسالان (به عنوان نماینده سواد والدین) با ضریب ۰۴۶/۰و مخارج آموزشی دولت اثر مثبت و معنی‌داری بر کیفیت تحصیلی دارند. در مقابل، شاخص درآمد سرانه (به عنوان نماینده درآمد والدین) با ضریب 31/1-، نرخ تورم و نرخ بیکاری دارای اثر منفی و معنا‌دار بر کیفیت تحصیلی هستند. ضریب تصحیح خطا (ECM) نشان‌دهنده سرعت تعدیل مناسب و بازگشت سیستم به سمت تعادل بلندمدت است.&#13;
 &#13;
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، ارتقای کیفیت تحصیلی مستلزم اتخاذ سیاست‌های چندبعدی از جمله اثربخش‌سازی مخارج آموزشی دولت، توسعه برنامه‌های سوادآموزی بزرگسالان و ثبات‌بخشی به اقتصاد کلان از طریق کنترل تورم و بیکاری به منظور کاهش هزینه‌های فرصت تحصیل در خانوارها است. بر اساس نتایج، ارائه سیاست‌هایی همچون تقویت سواد والدین، افزایش اثربخش مخارج آموزشی دولت، کنترل تورم و کاهش بیکاری، و کاهش نابرابری درآمدی می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای پایدار کیفیت تحصیلی ایفا کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
